چشم هایش

چشم هایش | 0 دیدگاه | سه شنبه ۲۹,تیر,۱۳۸۹ | 388 نفر

14 تیر ماه 89
کلینیک چشم پزشکی رازی
ساعت 9

مردی به نام ق ، 39 ساله در حال آماده شدن برای انتقال به اتاق عمل می باشد . همسرش نگران به  او می نگرد و به چشمان درخشان مردی می اندیشد که روزگاری نه چندان دور مهربانی را سخاوتمندانه به او هدیه می کرد، اما اکنون مدتی است که این چشم ها تار شده و پرده ای کدر نه تنها نگاه مهربان او را مخفی نموده بلکه مانع کار کردن دستان پر توان نان آور خانواده نیز شده است.  چشم هایی که قرار است تا دقایقی دیگر به زیر تیغ جراحی سپرده شود تا شاید بار دیگر بتوانند بدرخشند.

 

ق در کارگاه تراشکاری کوچکی به عنوان کارگر مشغول به کار بود و علاوه بر تراشکاری ، گاهی کار جوشکاری هم انجام می داد. تراشکاری و جوشکاری از حرفه هایی هستند که ایمنی حتما باید به طور کامل در آنها رعایت شود وگرنه لطمات شدیدی به انسان وارد می آید.  ق هم از افراد شاغل در این حرفه بود که به دلیل کار کردن زیاد و احتمالا بی احتیاطی از آسیب مصون نماند.
او تقریبا از اواخر سال 87 دچار ضعف بینایی شد و پزشکان بیماری او را آب مروارید تشخیص دادند و عمل جراحی چشم را برای او ضروری دانستند. 
به دلیل عدم توانایی مالی کافی ناچار شد تا عمل را به تعویق بیاندازد اما این کار بیماری او را شدت بخشید و در همین دوران شغل خود را نیز از دست داد. با وجود هزینه های بالای زندگی و اجاره خانه  و همچنین بیکاری تصمیم گرفت که پس انداز اندک خود را برای عمل جراحی خرج کند تا پس از بهبودی بتواند با تمام توان کارکند و زندگی همسر و فرزندش را تامین نماید .
عمل جراحی روی یک چشم انجام شد و پس از مدتی احساس کرد که ضعف بینایی او همچنان وجود دارد. پس از مراجعه به پزشکی دیگر مشخص شد که  لنز به اشتباه در چشمان این مرد قرار گرفته و نیاز به عمل مجدد دارد. از سوی دیگر اوضاع چشمی که عمل نشده بود وخیم تر شد و آب مروارید می رفت که به آب سیاه تبدیل شود.
استیصال گریبانگیرش شده بود. او که تا  آخرین ریال پس انداز خود را صرف عمل جراحی کرده بود ، حالا می دید که مشکلاتش چند برابر شده اند. بیش از خودش نگران همسر و فرزندش بود. پسری باهوش که در کلاس چهارم ابتدایی تحصیل می کرد و اکنون نمی دانست چگونه باید او را تامین نماید تا با خیال راحت به درس خواندن ادامه دهد.
دست به دعا برداشت. یزدان بخشنده صدایش را شنید و مهرآفرین را  بر سر راهش قرار داد. یکی از یاوران مهرآفرین هزینه عمل جراحی چشم را تقبل کرد و او این بار در کلینیک تخصصی چشم پزشکی رازی بستری شد. پزشک متخصص قبول کرده که فعلا فقط یک چشم او را عمل کند و پس از بهبودی دوباره بستری شده و چشم دیگر جراحی شود.


ساعت 11

بعد از اتمام عمل و به هوش آمدن به بخش بازگردانده میشود . همسرش با نگرانی  چشم انتظارش هست. وقتی می شنود عمل با موفقیت انجام شده نفس راحتی می کشد. خوشحالی اش دو چندان می شود وقتی می بیند دکتر رستگار هر دو چشم شوهرش را عمل کرده و دیگر نیازی به بستری شدن و بیهوشی نیست.
زن کنار همسرش می ایستد دستش را در دست می گیرد و مهربانانه دردش را تسکین می دهد. دیگر نگران گذران زندگی نیست . چون همسرش به زودی بهبود پیدا کرده و دوباره مشغول به کار می شود . نگران هزینه 2 میلیون تومانی بیمارستان و عمل جراحی نیست چون مهرآفرین و یاورانش در کنارش ایستاده اند و هزینه را پرداخت می کنند.
به پسرش می اندیشد که دوباره چتر حمایت پدر را بر سر خود می بیند ، که لازم نیست برای کار ، درس و مدرسه را رها کند و جور  ناتوانی پدر را بکشد ، که می تواند درس بخواند ، در جامعه بدرخشد و باعث افتخار او و همسرش بشود ........

  • یاوران
  • مهرآفرین
  • کلینیک رازی
  • عمل جراحی چشم

    دیدگاه ها

    بیشتر بخوانید

    نظر شما چیست؟