روایت زندگی دختر ۱۵ ساله معتاد در پارک

روایت زندگی دختر ۱۵ ساله معتاد در پارک | 0 دیدگاه | چهارشنبه ۲۵,مرداد,۱۳۹۶ | 631 نفر
روایت زندگی دختر ۱۵ ساله معتاد در پارک
دوبار ازدواج کرده بود، برادرش مرتب اذیتش  می کرد راه برگشت به خانه را نداشت تصمیم گرفت که اعتیادش را ترک کند تا به بچه اش محبت کند.

در سن 15 سالگی به اصرار خانواده اش به ازدواجی ناخواسته تن می دهد و علی رغم اینکه او را نمی شناخت پای سفره عقد می نشیند.

از همان ابتدا هم می دانست که جمشید مرد رویاهایش نیست اما دیگر دیر شده بود..

هنوز یکسال از زندگیش با جمشید نگذشته بود که طلاق گرفت و مسیر خود را از همسرش جدا کرد.

پس از طلاق به خانه پدری بازگشت و با سرزنش های برادرش روبرو می شود، کنایه های اطرافیان او را آزار می دهد و در نهایت تصمیم دیگری برای زندگی خود می گیرد. تصمیمی که مسیر زندگی وی را به کلی تغییر می دهد..

مرجان از گذشته اش می گوید از روزهای سخت زندگیش از روزهای که برای فرار از خانه، برای بار دوم  با فرهاد مردی که بیست سال از او بزرگتر بود ازدواج می کند.

وی در خصوص ویژگی های فرهاد می افزاید: فرهاد اعتیاد شدید به انواع مواد محرک داشت و  دچار بیماریهای روحی و روانی شده بود.

مرجان ادامه می دهد: همسرم فردی پرخاشگر بود و مرتب مرا به باد کتک می گرفت و من هم چاره ای نداشتم چرا که مسیر زندگیم را اشتباه انتخاب کرده بودم.

مرجان نمیدانست چه کند، چرا که نه راه پیش داشت نه راه پس و باید می ماند حتی به قیمت اعتیادش...

نرجس رضا علی مددکار اجتماعی موسسه خیریه مهر آفرین ماجرای ازدواج دوم مرجان و باردار شدنش را اینگونه تعریف می کند: خانواده مرجان بعد از اطلاع از ازدواج دوم مرجان او را طرد می کنند .

وی می گوید: پس از این اتفاق، مرجان که دیگر سر پناهی نداشته بالاجبار با فرهاد که بیشتر روزها او را کتک می زد  زندگی می کند و به مرور او نیز برای فرار از مشکلات روحی اش به سمت  مصرف شیشه می رود .

مددکار موسسه مهر آفرین می افزاید: مرجان در حالی که به مواد مخدر اعتیاد داشته باردار شده و صاحب فرزند می شود.  

رضاعلی تصریح می کند: بعد از زایمان آزار و اذیت های همسرش به او و فرزندش بسیار بیشتر می شود و او شبانه از خانه فرار می کند.

کارتن خوابی در پارک ها ثمره ازدواج ناموفق مرجان ونوزادش در پارک ها و چادرها بوده سرانجام در یکی از شبگردی ها مددکاران مهر آفرین با مرجان آشنا می شوند.

پس از شناسایی وی، اقدامات لازم برای درمان مرجان و سم زدایی فرزندش شروع می شود.

حالا حدود یکسال از پاکی مرجان می گذرد و وی به همراه فرزندش در یکی کارگاه های تهران در حال فعالیت است و فرزندش نیز روزهای خوبی را می گذارند که این امر به همت خیرین و یاوران مهر آفرین بوده است .

نکته اینکه مداخله به موقع مددکاری اجتماعی توانست از اتفاقات بدتر در زندگی مددجو ، پیشگیری کند .نقش مددکاران اجتماعی بعنوان درمانگران اجتماعی باید پیش از پیش مد نظر تصمیم گیران قرار گیرد . موسسه مهرآفرین با همراهی یاوران خود توانسته ، کادر تخصصی و متعهدی از مددکاران اجتماعی را بکار گیرد در این موسسه 53 مددکار اجتماعی در تهران و 17 نمایندگی آن مشغول فعالیت بوده و با مداخله های به موقع توانسته اند جلوی بسیاری خطرات جدی که می توانست بوقوع بپیوندد را بگیرند .
منبع:

دیدگاه ها

بیشتر بخوانید

نظر شما چیست؟