از پشت دیوار غسالخانه، صدای زندگی میآید؛ صدای زرین!
باد زوزه میکشد و از سوراخها و ترکهای پرشمار سازهای که به خانه شبیه نیست، تو میآید؛ میپیجید توی پردههایی که جای در و پنجره را گرفتهاند و صدای خش خش پلاستیکهای روی سقف، فضا را وهم آلودتر و ترسناکتر میکند. مردم میگویند خانه زرین، خانه ارواح است! حتی میگویند روح شوهر زرین که جنازهاش هیچ وقت پیدا نشد هم با او و دخترش در آن خانه زندگی میکند!
مخروبه محل زندگی زرین و دخترش، دیوار به دیوار غسالخانه است. مُردها را در آنجا غسل میدهند و کفن میکنند؛ گاهی هم توی سردخانه نگه میدارند تا روز تشیبع. زرین و دخترش از زندگی اجباری در این چنین مکانی که هم وهم آلود است و هم مخروبه، وحشت دارند. اغلب شبها تا صبح بیدارند و خواب به چشمشان نمیآید.
وحشت بزرگتر نفیسه دختر نوجوان زرین اما چیز دیگری است! او صدای شیون و ناله کسانی که عزیزانشان را در غسل میدهند میشنود و خودش را یکی از آنها تصور میکند. شبی را در خاطر مجسم می کند که در این سوی دیوار او نشسته به عزاداری و در سوی دیگر، مادرش را کفن میکنند و کافور میزنند.
زرین مادر نفیسه، مدتی است که به سرطان بدخیم مثانه دچار شده. دکتر گفته بیماری در مرحله خطرناکی است و شیمی درمانی هرچه سریع تر باید شروع شود، اما با کدام پول؟ زرین که پولی ندارد! شوهرش دو سال پیش وقتی برای چیدن داروهای گیاهی برای فروش به کوه رفته بود، از صخرهای پرت شد و جنازهاش را که در جای بسیار پرخطری سقوط کرده بود را پیدا نکردند.
غم شوهری که بدنش طعمه حیوانات وحشی شد، غم کودکی که یک شب! سیر و راحت نخوابید. غصه زندگی در ویرانهای که دیوارهایش را با مردهها شریک است، شد تودههای سرطان و آتش زد به جان زرین بینوا.
برای شیمی درمانی و در ادامه پرتو درمانی زرین، ۵۰ میلیون تومان نیاز است. اگر زرین بمیرد چون بیکسی و بیپناهی است، چه بر سر دخترش خواهد آمد؟
مردم مهربان، نگذاریم نفسهای مرگ، شعله زندگی را در جان این مادر مظلوم خاموش کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
