آن شب از مرگ گریختند، امروز از بیخانمان
شبی که سیروس تصمیم گرفت زن و دخترهایش را بکشد، همان شبی بود که حوا به راز هولناک شوهرش پی برده بود. ساعت حدودا 7 یا 8 شب بود که حوا از خانه بیرون رفت. میخواست برای چندمین بار به خانه صاحب خانه برود و به پایش بیفتد تا کمی دیگر به آنها فرصت دهد. ملاقات کوتاهشان با گریههای حوا و فریادهای صاحب خانه، بدون نتیجه دلخواه به پایان رسید و حوا به سمت خانه به راه افتاد. از راه پله که گذشت، احساس کرد صدای گریه خفه نازنین را شنیده، پا سست کرد و ایستاد. صدا بلندتر شد؛ حوا پاورچین پاورچین وارد خانه شد و جلو در حمام ایستاد. همه چیز را از پشت شیشه مات حمام دید و با دو دست چنان به شیشه کوبید که خورد شد و دستهایش از چندجا برید. حوا در حالی که صدایش از خشم میلرزید، با دستهای خون آلود گلوی سیروس را چنگ زد و فشار داد.
نازنین سراسیمه از حمام بیرون دوید، سیروس حوا را از خودش جدا کرد و به سمت آشپرخانه هل داد. حوا دوباره به سمت سیروس حمله کرد، سیروس که خودش را به جیب کتش رسانده بود، چاقوی ضامندار را باز کرد و مقابل صورت حوا گرفت.
حوا و نازنین آن شب از چنگ سیروس گریختند و جان سالم به در بردند اما جرات نداشتند به خانه برگردند.سیروس پیغام داده بود که حتما آنها را خواهد کشت اجل اما مهلتش نداد. به گفته دوستانش پای بساط سکته کرده بود.
سیروس مرد و همان موقع صاحب خانه، حوا و دو دخترش را از خانه بیرون کرد. بخش بیشتر پول پیششان را صاحب خانه بابت اجارههای عقب افتاده برداشته و با آنچه مانده بود حتی نمیشد یک آلونک اجاره کرد.
حوا و دخترهایش به خانه پیرزن سالمند و بیماری رفتند تا عوض مراقبت از او در خانهاش زندگی کنند. این تنفس اما کوتاه بود. پیرزن مرد و آنها یک بار دیگر بیخانمان شدند. آنها حالا در حسرت و آرزوی همان خانه درب و داغانی هستند که پر بود از سوسک و ساس و هزارپا. همان خانه فرسودهای که در حال ریختن بود اما میشد زیر همان سقف لرزان جایی برای خوابیدن پیدا کرد.
حوا بسیار زن مظلوم و بلاکشیست. دخترش نازنین تنها ۱۴ سال دارد اما برای کمک به مادرش در یک تولیدی لباس به عنوان خدمتکار کار میکند اما دستمزد بسیار اندکی میگیرد. خود حوا هم به رغم ابتلا به بیماریهای مختلف از جمله فشار خون بالا و رماتیسم مفصلی در فصل شالیکاری، کارگری میکند اما با این دستمزدهای ناچیز در این زمانه گران نمیشود سرپناه مناسبی داشت.
حوا و دو دختر مظلومش که زندگی سختی داشتهاند و بارها مورد آزار و اذیت پدر قرار گرفتهاند، در کنار زنان و مادران دیگر این سرزمین به حمایت و کمک شما مردم خوب امیدوارند. باشد که چونان همیشه یاریشان کنیم.
مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند.