نرگس برای خوشحال شدن به یک دست لباس و تاج احتیاج داره
دامن دخترک در رقصی قدیمی جان میگیرد. صدای موزیک بلندتر می شود و دخترک تندتر و تندتر میچرخد. وسط رقص ناگهان میایستد، صورتش درهم میرود و با لبهای آویزان روی صندلی مینشیند. کنارش زانو میزنم و میپرسم:«چی شده نرگس؟ چرا از بازی اومدی بیرون؟ قشنگ می رقصیدی که!» نرگس گوشه دامنش را مچاله کرد و بغض آلود گفت:«دوس داشتم با لباس پرنسسی و تاجش میرقصیدم. یه شب از خدا خواستم که آرزوم برآورده کنه اما فکر کنم خواب بود و نشنید. باید امشب زودتر صداش کنم.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
