مادرم چهره نداشت
وارد کوچه که شد، دلش از دیدن دود غلیظی که از پنجره به بیرون تنوره میکشید، شور افتاد. به سمت در دوید، دستش را روی زنگ گذاشت و برنداشت؛ اما کسی باز نکرد. از دیوار بالا رفت و خودش را به حیاط انداخت. صدای مادرش را صدا میزد و در میان دود سیاه، او را میجُست… تا چشمش افتاد به دستی سوخته که از لای در آشپزخانه بیرون افتاده بود.
بهسختی وارد شد. بدن مادر، مثل تنه درختی سوخته بر زمین افتاده بود؛ دستها، پاها، صورت… هیچچیز قابل شناسایی نبود.
امیررضا فقط ۸ سال داشت و آنچه دید، او را برای همیشه تغییر داد.
مادرش، «فاطمه»، بر اثر نشتی گاز و انفجار آبگرمکن دچار سوختگی شدید شد. از مرگ نجات یافت، اما نه از زخمهای عمیق و عفونت کردهی تنش. اکنون، نه دستهایش توان کار دارند، نه پایی برای ایستادن مانده است.
نه شوهری دارد، نه پشتوانهای، و نه خانهای که باقیمانده باشد…
تنها مشکلش حالا یک چیز است: نداشتن وسایل ضروری خانه برای ادامه زندگی.
او هیچ وسیلهای ندارد، حتی یک اجاق گاز و ماشین لباسشویی.
این دو قلم ساده، میتوانند به او کمک کنند تا دوباره از پس مراقبت از خود و فرزندش بربیاید، و دوباره امید را به خانهای سوخته بازگرداند.
هزینه مورد نیاز برای تأمین اجاق گاز و لباسشویی ایرانی با کیفیت متوسط: ۳۰ میلیون تومان
بیایید با هم، دستی شویم برای مادری که دستانش سوختهاند،
و پناهی برای پسری که هنوز هم شبها با کابوس آتش از خواب میپرد…





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
