زلیخا هنوز میخواهد بماند؛ برای دو کودک بیمار
نفس در سینه زلیخا تنگ میشود و هزار سال طول میکشد تا با آن پای لنگ خودش را به اسپریاش برساند. با رنگی که از نبود اکسیژن و ضعف ریهها به کبودی میل میکند، به زمین میافتد و اسپری را به دهن میبرد. زلیخا زندگی سختی دارد. خانهاش در حولی حلبی آبادی در بندرعباس است. هر چی بیماری در دنیا هست اثری از آن در بدن زلیخا هم هست؛ از آسم شدید و ناراسایی ریه گرفته تا دیسک کمر و آرتروز زانو و دیابت و فشار خون. زلیخا اسپری را از دهن برمیدارد و اشک گوشه چشم را با گوشه مَینا پاک میکند. در زندگیاش درد آنقدر گسترده و آنقدر زیاد است که اشکهایش نمیدانند بر کدام رنج، کدام فرزند و کدام زخم سرازیر شوند.
دو فرزند 15 و 13 ساله زلیخا به بیماریهای متعددی چون عفونت تکرار شونده ریه، کاهش اکسیژن خون، تشنج و سردردهای طولانی مبتلا هستند و نتوانتسهاند به دکتر مراجعه کنند. زلیخا همه عمرش را کارگر بوده و جان میکنده؛ چه آن زمان که دخترِ خانهای پر جمعیت و پدری فقیر بود چه در طول سالیانی که به عقد مردی بیسواد و بی نام و نشان درآمد.
زلیخا آنقدر در روزهای سرد و طوفانی به دریا و ساحل رفت و آنقدر درگرمای کشنده بندر، صندوقهای سنگین گوجه و خیار و بادمجان را جا به جا کرد که بدن نحیف و فقر کشیدهاش تاب نیاورد و خم شد و شکست و زمینگیرش کرد. وضعیت جسمی این مادر بسیار نگران کننده است. دکتر به مددکار گفته جراحی زانو، درمان تنگی نفس و ریههای زلیخا باید هر چه سریع تر انجام شود. زلیخا مادر فداکاریست که از مادر بودن یک دلشوره همیشگی نصیبش شده؛ اینکه اگر نباشد، بچههایش چه میشوند؟
او مدت زیادیست که در انتظار کمک است. شب و روزهای زیادی را از درد کمر و زانو و سینه نخوابیده و دعا کرده که شاید فرجی شود. او میداند که این روزها زندگی برای همه سخت شده و میداند که ۴۰ میلیون تومان پولی که لازم دارد، پول کمی نیست که آسان بدست بیاید. ولی آدمی به امید زنده است. امید به مهربانی کسانی که دستش را بگیرند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
