برای نان شب باید کار کند، اما پسرش را به که بسپارد؟
معصومه زیر ضربات دست و پای محمد، فقط سعی میکرد پوشک و شلوار پسرش را مرتب کند. محمد بیقرار بود، فریاد میکشید و نمیگذاشت مادر لباسش را عوض کند. ناگهان دندانهایش را در بازوی معصومه فرو برد.
معصومه از درد به خود پیچید، اما چیزی نگفت. شلوار پسرش را بالا کشید، کنارش نشست، سرش را روی زانوی او گذاشت و تلخ گریست.
محمد ۱۵ سال دارد، اما برای معصومه هر روز این پانزده سال بهاندازه یک سال گذشته است.
محمد با معلولیتی شدید زندگی میکند و برای انجام بسیاری از کارهای روزمره به مراقبت مادر نیاز دارد. گاهی چنان بیقرار میشود که خودش را به در و دیوار میکوبد، وسایل خانه را به هم میریزد و ناخواسته به مادرش آسیب میزند.
پدر محمد از همان ابتدا نتوانست معلولیت فرزندش را بپذیرد. بارها اصرار کرد که او را به مرکز نگهداری بسپارند، اما معصومه حاضر نبود از پسرش جدا شود.
میگفت: «این بچه ماست، چطور رهایش کنیم؟»
اختلافها بالا گرفت تا اینکه مرد سرانجام خانه را ترک کرد و رفت؛ بیآنکه معلوم باشد کجاست یا چه زمانی بازمیگردد.
معصومه ماند و محمد؛ بدون درآمدی ثابت و با هزینههای سنگین زندگی و مراقبت از پسری که حتی برای سادهترین نیازهایش به مادر وابسته است.
معصومه برای تأمین مخارج زندگی ناچار شد در خانههای مردم کار نظافت انجام دهد. صبحها محمد را تنها میگذاشت و با دلی نگران از خانه بیرون میرفت. به همسایه سپرده بود که گاهی به پسرش سر بزند، اما مگر میشد نوجوانی با آن شرایط را ساعتها تنها گذاشت؟
محمد در نبود مادر بیقراری میکرد، گریه میکرد و گاهی خودش را به در و دیوار میکوبید. معصومه هر بار که از سر کار برمیگشت، با نگرانی در خانه را باز میکرد؛ میترسید اتفاقی برای پسرش افتاده باشد.
سرانجام مجبور شد کارش را رها کند.
اما مادری که نمیتواند از خانه بیرون برود، چگونه باید هزینه زندگی خودش و فرزندش را تأمین کند؟
معصومه حالا تصمیم گرفته راه دیگری پیدا کند. او میخواهد در خانه نان محلی بپزد و ترشی و مربا تهیه کند و بفروشد؛ کاری که هم درآمدی برای خانواده داشته باشد و هم بتواند در کنار محمد بماند و از او مراقبت کند.
برای شروع این کار به یک تنور نانپزی و وسایل اولیه تولید نیاز دارد؛ وسایلی که تهیه آنها ۲۰ میلیون تومان هزینه دارد.
مبلغی که شاید برای برخی چندان زیاد نباشد، اما برای معصومه میتواند آغاز یک زندگی متفاوت باشد.
مهرآفرین در پویش «کمکم کن» قصد دارد با تأمین ۲۰ میلیون تومان، زمینه راهاندازی کسبوکار خانگی معصومه را فراهم کند.
با کمک شما میتوانیم به مادری که سالها بهتنهایی بار مراقبت از فرزندش را به دوش کشیده، فرصتی برای کسب درآمد و استقلال مالی بدهیم.
بیایید کمک کنیم معصومه برای به دست آوردن نان، مجبور نباشد محمد را تنها بگذارد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
