وعدهای برای پاییز امسال
مائده هفت سال دارد. پدرش کارگر روزمردی است که اغلب اوقات سال بیکار است. وقتی به مائده گفتم آرزویش را نقاشی کند، بدون ذرهای فکر کردن، اسکوتر کشید و بلافاصله گفت:« خاله، منظورم اون اسکوتر گرونها نیست به خدا، از همین ارزونها که همه دارن. بابام حتی نتونسته ارزون ترینش رو برام بخره. یک ساله که زمستون میگه تابستون و تابستون میگه پاییز و زمستون میخرم. مطمئم پاییز امسال هم نمیخره. یعنی پول نداره که بخره» بغض میکند و کاغذ را به امید آنکه فرشتهای مهربان به انتظار دختری در روستاهای ایلام پایین دهد، روی میز میگذارد.»





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
