زهرا با دو داغ بر دل و دو کودک بیپناه، گرفتار یک زمستان سرد
زهرا، زنی روستایی است، سادهدل و بیصدا، که در کمتر از دو سال، دو عزیزش را از دست داد؛ اول شوهرش را، بعد پسر نوجوانش امیرحسین را.
شوهرش، کارگر ساختمانی بود. شبهنگام، در راه بازگشت به خانه، موتورش در یکی از پیچهای مهآلود جاده منحرف شد. کسی نفهمید دقیقاً چه شد، فقط جنازهاش پیدا شد. زهرا، تنها ماند با سه فرزند.
سخت بود، ولی دوام آورد. کار میکرد، حتی با همان وضعیت ذهنی نیمهپایدارش، با همان افسردگی و استرس شدید، دست از بچههایش نکشید.
تا اینکه چند ماه پیش، امیرحسین – پسر نوجوانش – برای حمام رفت. آبگرمکن قدیمی و خراب خانه دچار اتصال شد… برقگرفتگی شدیدی که امانش را برید. هیچکس باور نمیکرد، حتی زهرا هم نه. هنوز هم گاهی فکر میکند پسرش فقط رفته مدرسه و برمیگردد.
از آن روز، زهرا افتاد. جسمش بیشتر از قبل تحلیل رفت. کمرش شکست، هم از درد جسم، هم از فشار روح. روانپزشک گفته دچار و افسردگی عمیق است.
دو فرزند دیگرش حالا بیشتر در سکوتاند. خانهشان هم خالیتر از همیشه. نه آبگرمکن دارند، نه تلویزیون، نه دلخوشی.
زهرا برای تأمین ۳۵ میلیون تومان برای خرید آبگرمکن، تلویزیون ، چشم امید دوخته به دستان مهربان کسانی که صدایش را میشنوند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
