پنجشنبهای برای سفرههای خالی
خانهشان کوچک است، پر از سکوت و قناعت. مادربزرگ، خمیده از سالها کار سخت، سالهاست تنها پناه محمدرضاست. نوهای که از ششسالگی دیگر رنگ پدر و مادر را ندیده… پدر و مادرش هر دو گرفتارند؛ یکی پشت میلههای زندان، آنیکی میان کوچههای بیسرپناهی. مادربزرگ با جمع کردن ضایعات روزش را میگذراند. با همان پول اندک، داروی خودش را میخرد و غذای محمدرضا را فراهم میکند. اما همیشه نمیرسد… خیلی شبها خودش چیزی نمیخورد تا بچه سیر بخوابد. نوروز امسال، وقتی بسته مواد غذایی مهرآفرین به دستشان رسید، اشک در چشمان پیرزن حلقه زد: «من نون دارم، برنج دارم، روغن دارم… دیگه از خدا چی بخوام؟!» محمدرضا هم با نگاهی پر از غرور گفت: «مامانبزرگ گفت امسال عید، خدا خودش غذا فرستاد برامون…» درست مثل محمدرضا، صدها کودک دیگر هم هستند که امیدشان به مهرآفرین و حمایت های شما گرم است ،جای بازی، باید بار بودن های سخت را به دوش بکشند؛ کودکانی که سهمشان از دنیا، فقط دل مادربزرگ و نگاهی امیدوار به مهربانی ماست. در پنجشنبه مهرورزی این هفته، با تأمین بستههای مواد غذایی، نمی گذاریم سفره ای خالی بماند . بیایید مثل همیشه، دست در دست هم نگذاریم تا هیچ مادربزرگی، با چشمی نگران به سفره خالی نگاه کند .





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
