برای اینکه دخترانش در کودکی عروس نشوند، از خانه گریخت
انسیه خودش هنوز کودک بود که پدرش در ازای دریافت پول، او را به عقد مردی درآورد که ۱۸ سال از خودش بزرگتر بود؛ مردی که اعتیاد داشت و زندگی با او برای انسیه سالها رنج، فقر و خشونت به همراه آورد.
اما وقتی فهمید قرار است همان سرنوشت برای دخترانش تکرار شود، تصمیم گرفت این بار سکوت نکند.
خورشید ۱۴ سال داشت و مهتاب فقط ۱۲ سال.
انسیه مدتی بود متوجه رفتوآمد دو مرد به خانهشان شده بود. سرانجام فهمید شوهرش قصد دارد در ازای دریافت پول، دخترانشان را به ازدواج با دو مرد بزرگسال وادار کند.
انسیه نمیخواست دخترانش قربانی همان سرنوشتی شوند که خودش تجربه کرده بود.
شبی چند دست لباس برداشت و همراه دو دخترش از خانهشان در حاشیه زابل گریخت و راهی تهران شد؛ شهری که هیچ شناختی از آن نداشت و نمیدانست چه آیندهای در انتظارشان است.
روزهای نخست را در پارک گذراندند تا اینکه انسیه یکی از بستگان دورشان را در حوالی رباطکریم پیدا کرد. اما آن خانواده نیز توان نگهداری طولانیمدت از آنها را نداشت.
انسیه برای تأمین هزینههای زندگی، در زمین کشاورزی یکی از اهالی منطقه مشغول کار شد. درآمدش اندک بود و مشکل اصلی همچنان باقی مانده بود؛ او و دخترانش سرپناهی نداشتند.
تا اینکه صاحب همان زمین، وقتی از شرایطشان باخبر شد، اجازه داد در ساختمانی قدیمی و فرسوده ای که در حاشیه شهر دارد ساکن شوند؛ ساختمانی که پیشتر کاربری دیگری داشت و برای زندگی آماده نبود.
انسیه و دخترانش با همان امکانات اندک، ساختمان را تمیز و مرتب کردند تا بتوانند در آن زندگی کنند.
خانهای که امروز در تصویر میبینید، حاصل تلاش این مادر و دو دخترش برای داشتن یک سرپناه است؛ ساختمانی قدیمی با دیوارهای فرسوده و امکاناتی بسیار محدود.
اما این خانه هنوز لولهکشی مناسب آب، آبگرمکن و تجهیزات اولیه بهداشتی ندارد.
خورشید و مهتاب نیز در این مدت از تحصیل بازماندهاند و گاهی برای کمک به مخارج خانواده، به نظافت خانهها میروند. مددکار مهرآفرین در تلاش است پس از تثبیت وضعیت اسکان خانواده، زمینه بازگشت دختران به مدرسه را فراهم کند تا دیگر مجبور به کار کردن نباشند.
برای لولهکشی آب و خرید و نصب آبگرمکن، روشویی و سایر تجهیزات ضروری، این خانواده به ۸۰ میلیون تومان نیاز دارد؛ مبلغی که تأمین آن از توان انسیه خارج است.
انسیه برای نجات دخترانش از ازدواج اجباری، از خانه و زندگی گذشتهاش گذشت. حالا میخواهد زندگی تازهای بسازد؛ زندگیای که در آن خورشید و مهتاب بتوانند در امنیت بزرگ شوند و درس بخوانند.
بیایید کمک کنیم این مادر، پس از نجات دخترانش از ازدواج اجباری، بتواند خانهای امن و مناسب برای زندگی آنها فراهم کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
