یک اتاق سرد، دو کودک بیمار، یک مادر درمانده
ماه منیر که حرف میزد، ابری از بخار دور دهانش شکل میگرفت بسکه سرد بود هوا و سرد بود خانه.
باد سرد از لولای پوسیده در، از درزها و ترکهای چسپ خورده پنجره و حفرههای دیوار تو میآمد و مینشست به استخوانهای ماه منیر و بچههایش.
زن، هر چه داشت را انداخته بود روی بچهها تا شاید کمی گرما از تب و لرز بیماریشان بکاهد، هر چه ماه منیر داشت اما کافی نبود و نمیتوانست در نبود بخاری، بچههایش را گرم کند. در کنار نداشتن وسیله گرمایشی، خرابی آبگرمکن و اجبار ماه منیر به حمام بچه هایش در فضای سرد هم در بیماری بچه ها مزید بر علت شده.
تمام خانه ماه منیر همین تک اتاق است. ماه منیر برآمدن آفتاب را به انتظار مینشیند تا شاید نور و گرمای خورشید، نم و نای فرش کهنه و زهوار درفتهاش را بگیرد و خشکش کند. این انتظار اما در روزهای سرد اواخر پاییز، چندان راضی کننده نیست و خورشید بیرمق پاییز نمیتواند جای خالی بخاری را بگیرد.
ماه منیر کارگر روزمزد است و مثل همه زنان کارگر، فرصت شغلی چندانی برای کار ندارد. او بنا داشت پول خرید بخاری و آبگرمکن را به صورت وام از کسی قرض بگیرد اما از چه کسی؟! تا شعاع چندکیلومتری او، کسی که دستش به دهانش برسد زندگی نمیکند.
برای همین است که این مادر برای تامین ۱۸ میلیون تومانی که لازم دارد، با شما درد و دل میکند و درخواست کمک دارد. او مطمئن است که در این روزهای سرد، مهر شما گرمابخش خانهاش خواهد شد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
