اسرین هنوز نگفته که پدر برنمیگردد…
توی همه نقاشیهایش، دیوار بلندی است با پنجرهای کوچک که مردی از پشت آن پنجره گذر فصلها را میبیند، آسمان را و باران را و برای پسرش از پشت همان پنجره دست تکان میدهد.
یکبار در یکی از نقاشی هایش نردبان بسیار بلندی کشید تا او را از آن دیوار بلند بتونی بگذراند و پیش پدرش پشت آن پنجره ببرد.
برای داشتن نردبان اما خیلی دیر است. پدر ژیوان چند هفته دیگر اعدام میشود.
او به جرم حمل مقدار زیادی شیشه و تکرار جرم در مقادیر زیاد، در زندان است و قرار است اعدام شود.
ژیوان ۷ ساله است و تنها سه بار پدرش را دیده. او درکی از کار خلاف و خرید وفروش شیشه و هروئین ندارد و مثل همه پسر بچههای دیگر، عاشقانه پدرش را دوست دارد.
اَسرین، مادر ژیوان هنوز نتوانسته به او بگوید که پدرش هیچ روزی برنخواهد گشت.
مشکل اسرین تنها آماده کردن دو فرزندش برای مواجهه با مرگ پدرشان نیست. آنها در خانهای که تنها یک اتاق دارد با ابتداییترین وسایل زندگی میکنند. به همین اندازه کم هم قانع بودند و شکایتی نداشتند تا اینکه یخچال قدیمیشان سوخت. آن یخچال را پدر شوهر اسرین به آنها داده بود.
از همان روز اول هم دست دوم بود و خیلی خنک نمیکرد.
در گرمایش طاقت فرسای تابستان، نداشتن یخچال و آب خنک آن هم برای زن تنها و بدون درآمدی چون اسرین و دو فرزندش مشکل بزرگی است.
اگر شما مردم خوب و مهربان بتوانید در تامین ۱۵ میلیون تومانی که اسرین برای خرید یخچال نیاز دارد به او کمک کنید، بار بزرگی را از دوش این مادر برداشتهاید.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
