کبودیهای روی بدنش جای دندان بود و رد کمربند!
روزی که ثنا را به مهد مهر مشهد آوردند، جوری شپش از موهای بلندِ کثیفِ گره خوردهاش آویزان بود که جدا کردنشان ممنون نبود و راهی جز کوتاه کردن موها باقی نمانده بود. ثنا موهایش را خیلی دوست داشت و با هر تکهای که به زمین میافتاد گریه میکرد و میگفت: «آنها مال من و دوستهای من هستند! میخواهم نگهشان دارم!» مددکار به او دلداری میداد که اگر دو بهار بگذرد، موهایش بلند خواهد شد و او می تواند باز هم گیرههای صورتی به موهایش بزند.
شپش اما تنها مشکل ثنا نبود، روی بدنش جا به جا رد کبودی و خون مردگی بود - گاز گرفتگی شاید. به سمتش که می رفتی، با ترس یک قدم به عقب میرفت و دستش را پناه صورت میکرد. معلوم بود که کتک خورده و آزار دیده. رد خشونت و تنبیه روی تن ظریف و بیگناه دختر بچهای که مادر ندارد و پدرش مردی خشن و معتاد است، چندان جای تعجب ندارد. مادر ثنا کارتنخواب بود. دوستانش حدس میزنند مرده باشد چون مدتیست کسی او را توی پاتوقهای مشهد ندیده. پدر ثنا که او هم معتاد است، کودک بینوا را به دنبال خودش توی پاتوقها میکشید و آزار میداد. برای همین، او حالا که نزدیک به 8 ماه است ساکن مهد مهر مشهد است، هنوز ساکت، گوشهگیر و منزوی است. ثنا برای قد کشیدن و بزرگ شدن، برای درس خواندن و مرهم گذاشتن بر زخمهایش به حمایت شما یاوران وفادار نیاز دارد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
