شبی که نزدیک بود دخترش را از دست بدهد
مریم آن شب دارو خورده بود و خوابش سنگین شده بود.
نیمههای شب، با صدای باز شدن در یا حرکتی در خانه، از خواب پرید.
اول متوجه نشد چه اتفاقی افتاده، اما وقتی دست برد سمت دختر دو سالهاش، فهمید کنارش نیست.
با عجله بلند شد. هنوز گیج بود، اما شروع کرد به گشتن خانه.
وقتی به حیاط رسید، سایه مردی را دید که بچه را در آغوش گرفته و از خانه خارج میشود.
برای چند ثانیه خشکش زد…
بعد شروع کرد به دویدن.
مرد، شوهر سابقش بود.
مریم با پای برهنه دنبال او دوید و فریاد میزد.
چند متر جلوتر مردم ، مرد را گرفتند و بچه از دستش رها شد.
مریم خودش را رساند، دخترش را برداشت و همانجا از او جدا شد.
بعد از آن، به کلانتری رفت و از شوهرش شکایت کرد.
اما وقتی صبح به خانه برگشت، با صحنه دیگری روبهرو شد.
خانه خالی شده بود.
همهچیز را برده بودند.
حتی فرش کهنه، حتی پتوها…
شوهرش کلید خانه را داشت و در همان چند ساعت، هر چه بود برده بود.
مریم حالا با دختر کوچکش و خالهای که معلول است، در خانهای بدون وسیله زندگی میکند.
نه گاز دارد، نه وسایل اولیه.
برای پختن غذا به خانه همسایه میرود.
او پیش از این در یک کارگاه بستهبندی کار میکرد، اما کارگاه تعطیل شده و هیچ پساندازی ندارد.
مریم برای تهیه چند قلم وسایل اولیه زندگی آن هم دست دوم به ۶۰ میلیون تومان نیاز دارد.
کمک شما میتواند این خانه خالی را دوباره به یک «خانه» تبدیل کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
