مرثیه ای برای ماهان
از پدری که هرگز ندیده در ذهنش پدری پلیس ساخته که خیلی قوی است و همه آدمهای بد از او میترسند. این تصویر را آنقدر در ذهنش بزرگ کرده و آنقدر دربارهاش با همه حرف زده که باورش شده پدرش خیلی زود از ماموریت میآید و برایش دوچرخه می خرد
پدر ماهان معتاد بود و روزی که او به دنیا آمد، برای همیشه غیب شد.
او از مادرش هم چیز زیادی در خاطر ندارد جز فریادها و جیغ و دادهای زنی با موهای تراشیده که وقتش را در زبالهها میگذراند. ماهان کوچولوی ما با مادربزرگش زندگی میکند و هرگز کسی چیز ارزشمندی برایش نخریده. اگر شما خوبان آرزوی او که داشتن دوچرخه است را برآورده کنید، قلب تنهایش را خوشحال کرده اید.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
