دیگر از خدا هیچ نمیخواهم!
آرزویش با همه بچههای دیگر فرق دارد. وقتی به خانهشان رفتم و وضعیت پدر و مادرش را دیدم، حدس زدم چرا آرزویش رفتن به مشهد و البته داشتن چادر است. پدرش بعد از سکته مغزی فلج شده و در وضعیت بدی است. مادرش هم مشکل استخوان دارد و به سختی با عصا راه میرود. آتنا آرزو دارد با چادری که فرشتهها برایش میآورند به مشهد بدود و از امام رضا بخواهد که کاری کند تا پدر و مادرش به این زودی نمیرند. او می گوید من فقط ۱۱ سال دارم، خیلی زود و غم انگیز است که یتیم شوم.
دختر مهربان ما از کرمان منتظر محبت شماست و گفته اگر این آرزو برآورده شود دیگر از خدا چیزی نمیخواهد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
