ابوالفضل برای ادامه زندگیش به کمک شما یاوران احتیاج دارد
دست و پا زدنهایش زیاد طول نکشید. بدن نیمه جانش از حرکت افتاد و صدای فریادش با مشت محکمی، در خون خوابید و خاموش شد. لکه ابر تیرهای صورت ماه را پوشانده و شب کوچه را تاریکتر کرده بود. آسمان غرشی کرد و برق صاعقه صورت سه پسرِ انتهای کوچه را روشن کرد. دو صورتی که خون در آنها دویده بود و بخار با نفس زدنهای پیاپی از دهانش بیرون میپاشید و صورت رنج کشیده پسر سوم که از شدت درد و شرم، مچاله شده بود. آن شب برای ابوالفضل، سخت و کند و دیر گذشت. نمیتوانست از آنچه در انتهای آن بنبست بر او گذشته با کسی حرف بزند. مادر ابوالفضل زن ساده و فقیری است که نشانههای از اوتیسم هم دارد و قادر نیست به خوبی از پسرش نگهداری کند. این ناتوانی، مهرآفرین را بر آن داشت که ابوالفضل را در یکی از مراکز شبانه روزی مشهد بپذیرد. او امیدوار است از میان شما عزیزان حامی بیابد. عزیزی که بتواند در حد توان به او کمک کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
