او نمیداند ۳۶ میلیون چند صفر دارد… فقط میداند ندارد
میگویند زندگی ضعیفان را میکشد! ضعیفتر از کودک! ضعیفتر از زن! آن هم زن و کودک بلوچ کیست؟ زندگی میکُشد زنِ بلوچِ شوهر مردهای را که با دو کودک بیمار در روستای کُتیج، در اتاقکی با سقف حصیری که از آن خودش نیست زندگی میکند و به جز یارانهاش هیچ ندارد! خیری روی برگشتن به خانه پدرش را نداشت. اصلا! به خاطر نداری و فقر پدرش بود که او را دادند به مرد شصت و چند سالهای که همان روزها هم مو سفید کرده بود و معتاد بود.
مادرشوهر خیری دل خوشی از او و بچههایش نداشت، نه اینکه زن بدی باشد نه! آمدن سه نانخور اضافی فشاری نبود که پیرزن بتواند تحمل کند با همه اینها، برای رضای خدا و بیشتر برای آنکه مردم لعن و نفرینش نکنند، گفت که خیری و بچههایش بروند توی اتاقکی که از مرحوم برادرش به او رسیده بود.
خیری با مقداری گل و چوب و پلاستیک توانست مانع ریختن دیوارهای ترک برداشته اتاق شود، سقف را هم داد تا تعمیر کنند تا چوبهای شکسته و باد کرده روی سرشان خراب نشود. خیری همه این کارها را کرد اما باز هم آن اتاق، آن سازه قدیمیِ نمور و تاریک، جایی نشد که بتوان بر آن نام خانه نهاد.
خانه جایی است که در آن وسیلهای برای زندگی باشد. خیری یخچال ندارد، در سرمای زمستان بخاری ندارد، گاز ندارد تا چیزی بپزد. همه اینها را شوهرش قبل از مرگ فروخته و مواد خریده بود.
شوهرش که مرد، انگار کف آن خانه اجارهای را جارو زده باشند، چیزی برای خیری و بچههایش نماند.
خیری سواد زیادی ندارد، در همه عمرش بیشتر از پنج بار به شهر نرفته و هیچ وقت وارد هیچ بانکی نشده. او نمیداند که ۳۶ میلیون تومان به ریال، چندتا صفر دارد. همین اندازه میداند که ۳۶ میلیون تومانی که برای خرید وسایل لازم دارد، برای او پول خیلی زیادیست.
خیری در روستای پرت و محروم کتیج، ناامیدانه منتظر رسیدن خبر خوش است. چشم انتظار دستان پرمهری که در این روزگار زنکش و ضعیفکش! کمکش کنند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
