آرزوی غلامرضا سفر به کربلاست
از بین آرزوهای بچهها، نقاشی غلامرضا از همه عجیب تر بود! هنوز هم با خودم فکر میکنم که بچه 8 ساله چرا باید همچین آرزویی داشته باشد؟ نقاشیاش مکان مقدسی بود که با دقت و علاقه زیاد کشیده و رنگ شده بود. خودش توضیح داد که: «اینجا کربلاست و من آرزو دارم به آنجا بروم.» بعد هم داستانی خیالی برایم تعریف کرد، اینکه او به همراه کاروانی به کربلا رفته اما دشمن در نزدیکیهای کربلا مانع ورود آنها شده. بعد هم پرسید که آیا سریال مختار را دیدهام و توضیح داد که مختار قهرمان اوست چون کربلا را دوست داشته. خودش میگوید میخواهد به کربلا برود شایددلش آرام بگیرد. غلامرضا در کودکی مورد تجاوز سه پسر نوجوان قرار گرفته که این اتقاق اثر مخربی بر روح و روان او داشته. اعتیاد والدین و اجبار غلامرضا به زندگی در مهد مهرآفرین و سپس خانه کمال، بر محرومیت او از نعمت خانواده دامن زد. او می گوید: شاید برآوردن آرزوی من سخت باشد و هیچ کس فرشته من نشود اما دلم میخواست حداقل آن را گفته باشم.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
