مادری بیمار، پسری روی ویلچر و خانهای که دارد از دست میرود!
آن روز فردین مثل همیشه از مدرسه به سمت خانه برمیگشت؛ بیخبر از اینکه حادثهای تلخ قرار است زندگی او و خانوادهاش را برای همیشه تغییر دهد.
هنگام بازگشت از مدرسه، خودرویی با او برخورد کرد. شدت تصادف بهاندازهای بود که فردین بهشدت آسیب دید، اما راننده بهجای کمک به کودک مجروح، او را داخل جوی آب انداخت و از محل حادثه گریخت.
فردین زنده ماند، اما دیگر نتوانست مثل گذشته روی پاهایش بایستد.
در آن حادثه، پایش بهشدت آسیب دید و پزشکان ناچار شدند برای درمان آن از پلاتین استفاده کنند. آسیبهای شدید باعث شد یکی از پاهایش کوتاهتر از دیگری شود و امروز برای راه رفتن به عصا و واکر نیاز داشته باشد.
اما آسیبهای فردین فقط به پاهایش محدود نماند. در جریان تصادف، دندههایش شکست و به ریهاش آسیب رسید. مشکلات تنفسی و عارضه قلبی نیز به نگرانیهای مادرش اضافه شد و حالا فردین برای ادامه درمان به مراقبت و هزینههایی نیاز دارد که تأمین آن از توان خانواده خارج است.
مادرش زینب است؛ زنی که خودش هم سالهاست با بیماری دستوپنجه نرم میکند.
زینب به دلیل ابتلا به تشنج و وجود تودهای در گردنش، توانایی کار کردن ندارد. او دو فرزند دارد؛ مریم که دیپلم گرفته و برای کنکور آماده میشود و فردین که پس از آن حادثه تلخ، زندگیاش با درد، درمان و محدودیتهای حرکتی گره خورده است.
زینب علاوه بر نگرانی برای سلامتی پسرش، این روزها با ترس بزرگ دیگری زندگی میکند؛ ترس از دست دادن تنها سرپناه خانواده.
آنها در خانهای کوچک و فرسوده زندگی میکنند؛ خانهای که شاید امکانات چندانی نداشته باشد، اما تمام پناه زینب و فرزندانش است.
زینب پنج ماه است که نتوانسته اجاره خانه را پرداخت کند. بیماری خودش، هزینههای درمان فردین و نداشتن درآمد، بدهی اجاره را روی هم انباشته کرده است.
حالا صاحبخانه برای تخلیه منزل به او مهلت داده و زینب نمیداند اگر مجبور به ترک خانه شود، با دو فرزندش کجا برود.
برای مادری که خودش بیمار است و پسری دارد که حتی راه رفتن برایش دشوار شده، بیخانمانی فقط از دست دادن یک سقف نیست؛ آغاز رنجی تازه است.
زینب نمیخواهد دخترش از ادامه تحصیل بازبماند یا فردین در میانه درمان، آواره شود.
او فقط میخواهد همین چهاردیواری کوچک را برای فرزندانش حفظ کند.
مهرآفرین قصد دارد با تأمین ۲۵ میلیون تومان، بدهی اجاره این خانواده را پرداخت کند و مانع از بیخانمانی زینب و دو فرزندش شود.
شاید ۲۵ میلیون تومان نتواند تمام رنجهای این خانواده را پایان دهد، اما میتواند دستکم یک نگرانی بزرگ را از دوش مادری بیمار بردارد.
بیایید نگذاریم فردین که پس از آن حادثه تلخ، توان راه رفتن را از دست داده، حالا سرپناهش را هم از دست بدهد.
با مشارکت در پویش «کمکم کن» مهرآفرین، سهمی در حفظ خانه این خانواده داشته باشیم.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
