آرزوی مریم داشتن چکمه برای روزهای برفی هست
دستهای برف در هم میپیچید و سقف خانهها و خیابانها را سفید میکرد. بچهها توی کوچه آدم برفی درست میکردند و صدای خنده و بازیشان مریم را به پشت شیشه کشاند. دخترک حسرت آلود نگاهشان میکرد و توی دلش میگفت اگر من بودم، آدم برفی قشنگتری درست میکردم بعد سرش را به شیشه تکیه داد و اشکهایش بخار شیشه را چندبار برش دادند. حسرت مریم از نداشتن کفش مناسب برای روزهای سرد است. او آرزو دارد چکمه داشته باشد تا بتواند با بچهها بازی کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
