او جگرگوشهاش را از دست داد؛ نگذاریم جانش را هم ببازد
زخم کوثر آنقدر عمیق شده که میتوان در آن درختی کاشت! او بعد از گذشت هشت ماه هنوز جنازه پسرش را از دوش بر زمین نگذاشته! آخ که چه عزیزی از او گم شده! چه نازنین پسری را از دست داده کوثر!
کوثر سیاهپوش پسر 17 ساله ایست که قرار بود نان آور خانه ای باشد که مردش را از دست داده. اجل اما مهلتش نداد.
کوثر روی میخراشید و مویه میکرد که «آه یوسفم! سیاووشم! سهرابم! ابوالفضل مادر! وقت رفتنت نبود! مادرت بمیرد که تو خودت را فدای مادر کردی! جگرم را سوزاندی جوان من!»
ابوالفضل تازگیها به عنوان شاگرد مغازه تاسیساتی کاری پیدا کرده بود تا بتواند در غیاب پدر معتادش، خانه و زندگی را بچرخاند و پولی که برای درمان مادرش لازم بود، تامین کند. او در حین انجام کار دچار برق گرفتگی شد و داغش ماند بر دل کوثر. کوثری که پیش از دیدن داغ اولاد هم درد و رنج کم نداشت.
او که به جز ابوالفضل فرزندان دیگری هم دارد، با بافتن لیف و کیسه و فروش آنها کنار خیابان زندگی میکرد. بدتر شدن بیماری اش و بروز علائم بیشتر، ادامه کار را برایش دشوار کرده بود با این حال کوثر همچنان می بافت و دستفروشی میکرد. دیدن درد و رنج مادر بود که غیرت ابوالفضل را جنباند تا کاری کند.
کوثر به بیماری «پرولاپس» یا افتادگی شدید مثانه و رحم دچار است. عدم درمان به موقع او را به امراض دیگری چون عفونت لگن و زخم دهانه رحم دچار کرده است. هزینه درمان عوارض بیماری و در ادامه انجام جراحیهای لازم، در حدود ۲۷ میلیون تومان برآورد شده است.
کمکها و حمایتهای به موقع شما میتواند کوثر را از دردهای جسمی رهایی دهد و التیامی باشد بر جگر سوخته و داغدار این مادر.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
