صاحبخانه در را قفل کرد، من ماندم و دو کودک بیمار
چهارده سالم بود که مرا به ازدواج مردی درآوردند که حتی یک بار هم ندیده بودمش. خیلی زود فهمیدم معتاد است؛ مردی که هم مصرف میکرد و هم کتک میزد. سالها گذشت و سهم من از زندگی، تحمل خشونت، نگرانی و بزرگ کردن دو کودک در فقر بود.
امروز بار زندگی روی دوش من است. همسرم زبالهگردی میکند و نمیتوان روی درآمدش حساب کرد. یکی از بچههایم بیمار است و روزهایی هست که حتی تهیه سادهترین نیازهای زندگی هم برایم سخت میشود.
اما سختترین روز زندگیام دو ماه پیش بود.
وقتی نتوانستم پول ودیعه خانه را فراهم کنم، صاحبخانه اخطار داد که خانه را تخلیه کنم. جایی برای رفتن نداشتم. التماس کردم کمی بیشتر فرصت بدهد، اما قبول نکرد.
یک روز برگشتم و دیدم وسایل اندک زندگیام را به حیاط ریختهاند. درِ خانه، حمام و دستشویی را قفل کرده بودند.
صاحبخانه در را قفل کرد و رفت...
من ماندم و دو کودک بیمار.
چند روزی را میان وسایل ریختهشده در حیاط گذراندیم و بعد به خانه یکی از همسایهها پناه بردیم. از آن روز تا حالا فقط یک آرزو دارم؛ اینکه بتوانم دوباره سقفی امن برای بچههایم پیدا کنم.
شکیلا تنها نیست.
مادران زیادی تحت حمایت مهرآفرین هستند که در کنار فقر، بیماری و آسیبهای اجتماعی، این روزها با خطر از دست دادن سرپناه خود نیز روبهرو هستند.
پویش «پنجشنبه مهرورزی» این هفته برای تأمین ودیعه مسکن و حفظ سرپناه این خانوادههاست.
کمک کنیم هیچ مادری همراه کودکانش، طعم تلخ بی خانمانی را تجربه نکند .





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
