مرهمی بر دل داغدار زهرا
هوا گرم بود و انگار از دل خورشید پولک میریخت. زهرا به آشپزخانه رفت تا منشأ بوی بدی که توی خانه پیچیده بود را پیدا کند. بویی شبیه فاسد شدن چیزی یا حتی چیزهایی. بو از توی یخچال میآمد. زنی مثل زهرا چیزهای زیادی توی یخچالش ندارد اما همانهایی هم که بود، خراب شده بود و بوی بدی میداد. خودش هم خوب میدانست که یخچالش ماههاست خراب شده و به کمد بیشتر شبیه است؛ اما برای دلخوشی خودش، هنوز آن را گوشه حیاط نگذاشته بود تا سمسار بیاید و اوراقش کند.
زهرا، سبد و زیراندازهای حصیری و کنفی میبافد، مدتی است اما دست و دلش به کار نمیرود. به حصیرها که نگاه میکند، به یاد پسرش میافتد و دلش آتش میگیرد. بلند میشود، به سراغ گنجه لباس می رود، آن لباس گلدار آبی را بغل میکند ، میبوسد و از ته جگر زار میزند.
پسر زهرا که توی نزاع جمعی کشته شد، پسر خوبی بود. خوب و زحمتکش. آن روز هم برای میانجگری و بیرون آوردن پدرش از نزاع قاطی ماجرا شده بود که چاقو خورد و کشته شد. شوهر زهرا بعد از آن ماجرا و از آن جایی که انتقام جوییهای قبیلهای ادامه داشت، فرار کرد و نماند تا سیاه از تن زهرا دربیاورد، تا دل سوختهاش را آرام کند.
زهرا هم داغدار است، هم مادر سه کودک است و هم خانهاش خالی از وسیله است. او و بچههایش میتوانند بدون تلوزیون و فرش سر کنند ، اما در گرمای طاقتفرسای اهواز، نداشتن یخچال یعنی بیماری، گرسنگی، و بیپناهی.
قصد داریم در اولین پویش «مهر و آسایش» برای زهرا یک یخچال تهیه کنیم.
هزینهاش فقط ۲۰ میلیون تومان است.
همین قدر کافیست تا این مادر، کمی آرامش، کمی آسایش، و کمی امید را دوباره در خانهاش حس کند.
با مهرت، مرهمی باش برای دل داغدار زهرا.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
