مادری که با درد میسوزد، اما هنوز به زندگی چنگ میزند
تنش داغ بود، انگار آتش گرفته باشد. سمیه کنار پنکهای قدیمی که با صدایی خسته میچرخید، بچهها را خواباند. بعد خودش بیصدا از اتاق بیرون زد، رفت توی حیاط، نشست روی زمین داغ و دست را از دهانش برداشت؛ صدای نالهای آرام و خسته بیرون آمد.
نه فقط از گرما…
نه فقط از بیخوابیهای شبهای بیامکانات…
از درد بود.
دردی که در مفاصلش ریشه دوانده، خواب و بیداری نمیشناسد، و نفس کشیدن را هم برایش سخت کرده است.
سمیه روماتیسم مفصلی دارد.
اما درد خودش را آسانتر تحمل میکند تا آنکه ببیند دختر نوجوانش هم همان بیماری را از او به ارث برده؛
و هر دو، با تنهایی ملتهب، بیدرمانی، و خانهای خالی از امکانات، روزگار میگذرانند.
همسر سمیه چند سال پیش از دنیا رفت.
او با دو فرزند در روستایی دورافتاده در حوالی اراک زندگی میکند؛ در خانهای قدیمی، بدون درآمد، فقط با مستمری اندک کمیته امداد و یارانه بسیار ناچیزی که دولت می دهد .
پسر ۱۲ سالهاش ترک تحصیل کرده، چون هزینه رفتوآمد از روستا به شهر را ندارند.
لباسها را با دستان دردناک میشوید، در حالی که هر شستن، زخمیست بر مفاصل رنجور و ورمکردهاش…
سمیه به کمی آسایش نیاز دارد…
او به یخچالی نیاز دارد که غذای مختصرشان در آن سالم بماند،
و ماشین لباسشویی سادهای که دستهایش را از رنج شستن نجات دهد.
مبلغ مورد نیاز برای تهیه این دو وسیله: ۳۷ میلیون تومان
با تأمین این هزینه، فقط کمک مالی نمیکنیم؛
بذر امیدی میکاریم در دل مادری که هنوز، با همهی دردهایش، ایستاده و زندگی را رها نکرده.
بیایید کنارش بایستیم…
او به اندکی امید و کمی مهربانی از سوی ما نیاز دارد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
