برای نجات پسرش گریخت؛ حالا سقفی بالای سرشان نیست
کسری روزبهروز ضعیفتر و لاغرتر میشد و عاطفه دلیلش را نمیدانست.
صبحها برای نظافت خانههای مردم یا کار در تالارهای عروسی از خانه بیرون میرفت و شب خسته برمیگشت؛ با همین دلخوشی ساده که بتواند برای پسر چهار سالهاش غذا، لباس یا گاهی اسباببازی کوچکی بخرد.
در ساعاتی که عاطفه سرِ کار بود، کسری نزد پدرش میماند. مردی گرفتار اعتیاد که کار نمیکرد و بیشتر اوقات در خانه بود.
وقتی حال کسری بدتر شد، عاطفه او را نزد پزشک برد. آزمایشهای اولیه بیماری مشخصی را نشان نداد، اما معاینات بیشتر، پزشک را با نشانههایی نگرانکننده روبهرو کرد.
نتیجه بررسیها برای عاطفه باورکردنی نبود.
پزشکان گفتند کسری مورد آزار جدی و تکرارشونده قرار گرفته است.
عاطفه نمیتوانست آنچه را شنیده بود باور کند. اما یک چیز را میدانست؛ دیگر نمیتوانست حتی یک شب، پسرش را در آن خانه نگه دارد.
وقتی موضوع را با همسرش در میان گذاشت، با خشونت او روبهرو شد. همان شب، با بدنی آسیبدیده، کسری را در آغوش گرفت و از خانه بیرون زد.
مقصدش تهران بود؛ شهری که در آن نه کسی را میشناخت و نه خانوادهای داشت که در خانهاش را به روی او و فرزندش باز کند.
عاطفه اساساً از حمایت خانوادگی مؤثری برخوردار نبود. مدتی همراه کسری روزهای بسیار سختی را در بیسرپناهی گذراند تا سرانجام از طریق گشتهای شبانه اورژانس به مهرآفرین معرفی شد.
مددکاران مهرآفرین، مادر و کودک را در همراهسرای مؤسسه اسکان دادند و روند درمان و حمایت از کسری آغاز شد.
عاطفه اما به فرار کردن اکتفا نکرد.
پس از آمدن به تهران، از همسرش شکایت کرد. پرونده از مسیر قانونی پیگیری شد و در نهایت همسرش محکوم و زندانی شد. عاطفه پس از آن طلاق گرفت و حضانت فرزندش را نیز به دست آورد.
حالا میتوانست مطمئن باشد کسری دیگر به آن محیط بازنمیگردد.
در این مدت، کسری در کنار طی کردن مراحل درمان، به مهد مهر رفت و عاطفه هم بیکار ننشست. به عنوان پرستار سالمند مشغول کار شد تا بتواند قدمبهقدم زندگی مستقلی برای خودش و فرزندش بسازد.
امروز حدود هفت ماه از ورود آنها به مهرآفرین میگذرد.
همراهسرای مهرآفرین توانست در سختترین روزها پناه عاطفه و کسری باشد، اما همراهسرا برای اسکان موقت مددجویان در شرایط بحرانی است و خانوادههای دیگری نیز در انتظار استفاده از این امکان هستند.
حالا زمان آن رسیده که عاطفه و کسری زندگی مستقل خودشان را آغاز کنند.
عاطفه نه خانواده حمایتگری دارد و نه سرمایهای که بتواند با آن خانهای اجاره کند. برای تأمین ودیعه یک اتاق یا خانه کوچک و امن، به ۱۵۰ میلیون تومان نیاز دارد.
او راه سختی آمده است؛ از خانهای ناامن گریخته، برای حفاظت از فرزندش ایستاده، مسیر قانونی را طی کرده، کار پیدا کرده و تلاش کرده زندگیاش را دوباره بسازد.
حالا فقط یک قدم باقی مانده است:
کمک کنیم عاطفه و کسری، بعد از ماهها آوارگی و زندگی موقت، برای خودشان سقفی امن داشته باشند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
