سرطان جانش را میسوزاند، سرما تنش را
امسال هم مثل هر سال سرما خیلی زود به «لاویج» محل زندگی طوبا رسیده است. مریم، لحاف قدیمی که جهاز مادرش است را دور او پیچاند و برایش چای ریخت. طوبا، گوشه دیوار در خود فرو رفته بود، چانه بر زانو گذاشت، غم و درد خمش کرده بود، نهالی افتاده بود طوبا.
بیماری و جلسات متعدد شیمی درمانی، ضعیفش کرده، نه تعذیه خوبی دارد و نه میتواند داروهای تقویتی که دکتر داده را تهیه کند، همین است که اغلب سرما خورده است و استخوانهایش درد میکند.
طوبا خسته است! خسته از سالها جنگیدن با سرطانی که سینهاش را تخلیه کرده اما دست بردار نیست! ریشه میدواند و پخش میشود توی لنفها، جناغ سینه و حتی شاید ستوان فقرات، که کمر طوبا اینطور درد میکند و تیر میکشد.
طوبا خسته است و دلش نمیخواهد شیمی درمانیش را ادامه دهد. هر بار با عذاب وجدان و شرم قدم به بیمارستان میگذراد. شرم از اینکه هزینهاش را همسایهها و آشناها میدهند و عذاب وجدان به خاطر فروش فرشهای قدیمی و دستباف مادرش، قالیچهها و حتی جاروبرقی تا شاید هزینه چند جلسه شیمی درمانی مادر تامین شود.
شوهر طوبا که کارگر مزاع و کشتزارها بود، چند سال پیش فوت کرد و جز مقداری بدهی چیزی برای طوبا و دختر 11 سالهاش نگذاشت.
مشکل طوبا فقط بیماری نیست. خانهای که هر روز سرد و سردتر میشود و هیچ وسیلهای گرمایشی نیست تا گرمش کند، خانهای که تلوزیونی ندارد تا سکوت غمبار و همیشگی را بشکند، مشکل دیگر اوست.
طوبا به حمایت و کمک دستهای بخشنده نیاز دارد تا بتواند ۱۸ میلیون تومانِ مورد نیازش را تامین کند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
