تاب خورد… تا مادرش دیگر کتک نخورد
لیلا هنوز بعد از یک سال، با داغ کسری نفس می کشد …
پسر ۱۵ سالهاش، همه امید و دلخوشیاش، همان که هیچکس صدای بلندش را نشنیده بود، حالا فقط در قاب عکس مانده.
لیلا با رنج روزگار میساخت، تنها به امید قد کشیدن کسری.
اما خشونت پدری روانپریش، خانه را به جهنم بدل کرده بود؛ کسی که با توهم قتل، زن و بچهاش را تا مرز مرگ کتک میزد. یکبار روی لیلا نفت ریخت تا آتشش بزند، بارها با چاقو به کسری حمله کرد.
کسری بچه بود… زورش به پدر نمیرسید.
فکر کرد اگر وانمود کند میخواهد خودش را حلقآویز کند، شاید پدرش بترسد و دست از خشونت بردارد.
اما چهارپایه از شانس بد لغزید…
و طنابِ بازی کودکانهاش، جدا شد!
کسری تاب خورد… و رفت!
و صدای خفهاش به جایی نرسید.
مادرش، لیلا، در سکوت شکست.
طلاق گرفت، دختر کوچکش دچار افسردگی شد، و خودش در رنجِ بیپایانِ یک مرگ ناعادلانه، فرسوده شد.
حالا، لیلا نه فقط دل شکسته، که بیخانه هم مانده…
سرپناه محقری که با هزار سختی فراهم کرده بود، در آستانه تمدید اجاره است و او هیچ ندارد…
مهرآفرین، با همراهی شما، در پویش این هفته تلاش میکند با تأمین ودیعه مسکن، خانه لیلا را از آوار شدن نجات دهد.
تا او بتواند، برای فرزند دیگرش، زنده بماند و زنده نگه دارد…





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
