خودم هیچ؛ فقط برادرم به مدرسه برود
او از تمام دنیا برای خودش هیچ چیزی نمیخواهد. وقتی از معین پرسیدم: «آرزویت چیست؟» گفت: «اینکه بتوانم کار کنم و برای برادر کوچکم لوازمتحریر و گوشی بخرم.او دانشآموز بسیار درسخوانی است و در مسابقات جابرابنحیان جایزه برده، اما وقتی مدارس آنلاین شد، گوشی نداشت تا درسش را ادامه دهد.
گفت: "آرزویم این است بتوانم اجارههای عقبافتادهی خانه را بدهم تا صاحبخانه هر روز سر مادرم داد نزند و تحقیرش نکند.
اینجا زابل است، خورشید میسوزاند و من آرزو دارم بتوانم برای خانه کولر بخرم تا تمام تابستان را خواهر کوچکم از شدت گرما زجه نزند و گریه نکند."
گفتم: «پس خودت چی؟»
گفت: «خودم؟ خودم هیچ. وقتی مسئولیت این خانواده با من است، چطور میتوانم برای خودم چیزی بخواهم؟»
معین در حالی همهی اینها را گفت که کلاس یازدهم است و سنی ندارد. او پسر مهربان و فداکار آسیه است که با وجود سن کم، کمخونی و فقر شدید آهن، مدتی است کار میکند، اما در آن روستای دورافتاده و مرزی زابل فرصت کاری چندانی وجود ندارد.
شوهر آسیه معتاد است و خانه را ترک کرده، اما او اسلحهکش و چاقوکش هم هست و مدام زن و بچههایش را آزار میداد.
آسیه و بچههایش در مخروبهای فاقد امکانات زندگی میکنند. بچهها همه بیمار هستند. صرع، انسداد روده و سوءتغذیه فقط تعدادی از بیماریهای آنهاست.
این خانواده در آن چهار دیواری خاکی و گلیِ لب مرز، از یاد همه رفتهاند.
معین نگران آمدن مهرماه و شروع مدارس است، چون برادرش لوازمتحریر و روپوش مدرسه لازم دارد و او توان خرید آنها را ندارد. آسیه میگوید من هر شب خدا را صدا میزنم تا شاید به فریادمان برسد و رحمتش به کمک معین پسرم بیاید.
برادر معین و هزاران کودک دیگر در سراسر کشور هر ساله به خاطر نداشتن کیف و لوازمتحریر از تحصیل بازمیمانند.
ما به سنت هر سال بنا داریم با کمک شما اجازه ندهیم که کودکی به خاطر نداشتن کیف و لوازمتحریر از مدرسه جا بماند.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
