زمین خدا خانه اوست؛ از کنار کلانتری تا پارک و حسینیه
زبیده خودش میگوید زندگی برایش شبیه چاهی عمیق و تاریک شده؛ چاهی که هر روز بیشتر او را در خود فرو میبرد. وقتی روایت زندگیاش را میشنوی، میفهمی چرا چنین تصویری از روزگارش دارد.
چند ماه است زبیده همراه فرزندانش در یک حسینیه زندگی میکند. پیش از آن، مدتی در نزدیکی کلانتری شهر کارون در اهواز چادر زده بودند. زبیده آنجا را فقط به یک دلیل انتخاب کرده بود؛ احساس امنیت بیشتر برای خودش و بچهها. با این حال، شبها تا صبح خواب به چشمش نمیآمد؛ هم از گرمای طاقتفرسای اهواز و هم از نگرانی برای کودکانی که هیچ سرپناه امنی نداشتند.
بعدتر ناچار شدند چادر را جمع کنند و به پارک بروند؛ مادری جوان با چند کودک، بیپناه و بدون پشتوانه، در معرض ناامنی و خطرات شب.
سالها قبل، ناپدری زبیده او را با اجبار به ازدواج مردی درآورد که درگیر اعتیاد بود. زبیده سالهای زیادی خشونت جسمی و جنسی شدیدی را از سوی همسرش تحمل کرد. با بزرگتر شدن بچهها، خشونت فقط متوجه او نماند؛ فرزندان نیز مورد آزار قرار میگرفتند و برای تکدیگری و آوردن پول تحت فشار بودند.
در نهایت، زبیده برای نجات جان و امنیت فرزندانش، خانه را ترک کرد.
اهالی محل که شرایط او و بچهها را دیدند، کمک کردند تا موقتاً در حسینیهای ساکن شوند؛ جایی که دستکم سقفی بالای سرشان باشد. اما این، راهحل زندگی نیست. زبیده و فرزندانش هنوز به خانهای مستقل و امن نیاز دارند؛ خانهای که بتوانند در آن بدون ترس، زندگی تازهای را آغاز کنند.
پنجشنبه مهرورزی این هفته را به تأمین ودیعه مسکن برای زبیده و مادرانی با شرایط مشابه اختصاص دادهایم؛ مادرانی که برای نجات خود و فرزندانشان از خشونت، خانه را ترک کردهاند اما توان تأمین سرپناهی مستقل را ندارند.
با همراهی شما میتوانیم کمک کنیم این مادران از زندگی موقت در پارک، حسینیه یا خانه دیگران عبور کنند و دوباره امنیت را تجربه کنند.
فرار از خشونت نباید آغاز بیخانمانی باشد.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
