معصومه از آمدن زمستان میترسد؛ خانهاش بخاری ندارد
برای بسیاری از ما پاییز با بوی باران و برگهای خیس معنا پیدا میکند و زمستان با شبهای بلند و خانههای گرم. اما معصومه از آمدن سرما میترسد. او خوب میداند زمستان در خانهای که بخاری ندارد، چه معنایی دارد.
زمستان گذشته برای معصومه و فرزندانش بهسختی گذشت. بچهها روزهای زیادی بیمار بودند و سرفه میکردند. سرمای اقلید از درزهای دیوار به داخل خانه نفوذ میکرد و معصومه وسیلهای نداشت که اتاق سردشان را گرم کند. لباسهای گرم بچهها هم آنقدر کم و فرسوده بود که نمیتوانست بهخوبی از آنها در برابر سرما محافظت کند.
معصومه هر بار که خبر کاهش دما یا بارندگی را میشنود، به یاد روزهای سخت زمستان گذشته میافتد و نگران تکرار همان روزها میشود.
شوهر معصومه سالهاست درگیر اعتیاد است. با شدت گرفتن اعتیاد، شغلش را از دست داد و خانواده دیگر توان پرداخت اجارهخانه را نداشت. سرانجام ناچار شدند خانهشان را ترک کنند و به زیرزمینی قدیمی و سیمانی بروند که برادر همسرش در اختیارشان گذاشته بود.
حالا معصومه که در مسیر جدایی از همسرش قرار دارد، باید هم نگران آینده فرزندانش باشد و هم به فکر تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی آنها.
در شهری مانند اقلید که زمستانهای سردی دارد، زندگی در زیرزمینی بدون وسیله گرمایشی بسیار دشوار است؛ بهخصوص برای کودکانی که به لباس گرم مناسب هم دسترسی ندارند.
معصومه آرزوی بزرگی ندارد. فقط میخواهد امسال وقتی باران میبارد و هوا سرد میشود، بچههایش در خانه نلرزند و شبها با آرامش بیشتری بخوابند.
برای خرید یک بخاری ایمن و لباس گرم برای فرزندان معصومه، به ۲۰ میلیون تومان نیاز داریم؛ مبلغی که تأمین آن از توان این مادر خارج است.
شاید برای بسیاری از ما بخاری و لباس گرم، وسایلی معمولی باشند، اما برای معصومه و فرزندانش، میتوانند تفاوت میان یک زمستان سخت دیگر و روزهایی گرمتر و آسودهتر باشند.
بیایید پیش از رسیدن سرمای زمستان، گرما را به خانه معصومه ببریم.
حمایتش کنیم تا باران به چشم او هم زیبا بیاید.





اخبار مهرآفرین
از دریچه علم
مهر تیوی
انتشارات مهرآفرین
امداد و آبادانی
مهر و آسایش
پنجشنبههای مهرورزی
نمی گذاریم خاموش شوند
فرشته باش
حامی شو
کمکم کن
یک آجر
کمک نقدی
کمک غیر نقدی
حضور داوطلبانه
شماره حساب ها
شعب مهرآفرین
مراکز مهرآفرین
اطلاعات تماس
فرصت های شغلی
