ید بیضا در گریبان توست ! روایت معلمی فداکار از شعبه یزد

ید بیضا در گریبان توست ! روایت معلمی فداکار از شعبه یزد | 0 دیدگاه | سه شنبه ۱۲,اردیبهشت,۱۴۰۲ | 224 نفر
ید بیضا در گریبان توست ! روایت معلمی فداکار از شعبه یزد

بچه ها صدایش می کنند عمو محمد!
به خانه هایشان که می رود، سر از پا نمی شناسند و با اشتیاق پای درس هایش می نشینند. 

عمو محمد ما دکترای پزشکی ژنتیک دارد، شیرازی است اما در یزد ادامه تحصیل می دهد و زندگی می کند.

 روزی که به موسسه آمد، انگار که اتفاق بدی را از سر گذرانده باشد، پریشان و نگران بود. با مهربانی گفت:" من می خوام به بچه هایی که تحت پوشش شما هستند، هر جور که بتونم کمک کنم، مثلا می تونم به کنکوری ها درس بدم یا به بچه هایی که درسشون ضعیفه و پولی برای گرفتن معلم خصوصی ندارن یا کسانی که از تحصیل بازموندن"

از آن روز به بعد آقای محمدرضا ناصری، یا همان عمو محمد، حامی مهربان و فداکار ما چند روز در هفته به خانه بچه ها می رود و به آنها درس می دهد. 

عمو محمد درباره تجربه اش در همکاری با مهرافرین می گوید:" از وقتی این کار رو شروع کردم، زندگیم، یعنی حالات روحیم تغییر کرده، آرامشی که سالها بود به واسطه یه سری مسائل از دست داده بودم به قلبم برگشته. هر بار که به خونه بچه ای میرم و کمکش می کنم، حس میکنم یه چراغ توی قلبم روشن میشه" 

در میان معلمان عزیز، داوطلبان زیادی با مهرافرین همکاری می کنند و آموزش بچه ها را به صورت رایگان انجام می دهند، از تک تک شان سپاسگذاریم و روز معلم را به این مهرافرینان عزیز تبریک می گوییم.
منبع:

دیدگاه ها

بیشتر بخوانید

نظر شما چیست؟